صفحه اصلی / کتابخانه / اجتماعی فرهنگی / ویژه نامه / خورشید خوارزم (سال روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی)

ویژه نامه / خورشید خوارزم (سال روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی)

ابوریحان، محمد بن احمد خوارزمی، به سال ۳۶۲ هجری قمری در ایالت خوارزم به دنیا آمد. در صرف و نحو، حکمت،فقه، کلام، جغرافیا، ریاضیات، نجوم، کانی‏شناسی، پزشکی و دین‏شناسی تبحر داشت. در سال ۳۸۸ ق اثر مهّم خود الآثار الباقیه عن القرون الخالیه را به رشته تحریر درآورد.

زندگینامه ابوریحان بیرونی

ابوریحان، دانشمند برجستۀ ایرانی، در سوم ذیحجۀ ۳۶۲ هجری قمری درشهر کاث، از شهرهای ولایت خوارزم، به دنیا آمد. پدرش، ابوجعفر احمد بن علی اندیجانی، اخترشناس دربار خوارزم شاه در رصدخانۀگرگانج بود و مادرش، مهرانه، پیشینۀمامایی داشت چنان که خود گفته است، پدرش را در پی بدگویی حسودان از دربار راندند و به ناچار در یکی از روستاهای پیرامون خوارزم ساکن شدند و چون برای مردم روستا بیگانه بودند، به بیرونی شهرت پیدا کردند. برخی نیز گفته اند چون در بیرون شهر کاث، که پایتخت خوارزم بود، به دنیا آمد، به این نام شهره گشت.

ابوریحان خردسال بود که فراگیری دانش را آغاز کرد. آشنایی بیرونی با امیرنصرمنصوربن علی بن عراق دانشمند برجستۀایرانی و از شاه زادگان آل عراق باعث راه یابی او به دربار خوارزم شاه و مدرسۀسلطانی خوارزم شد که امیرنصر آن رادربنیان گذاری کرده بود. او درهفده سالگی به کمک حلقه ای درجه دار(حلقۀشاهیه) به اندازه گیری بلندی نیم روزی(ارتفاع نصف النهاری) خورشید در شهر کاث پرداخت. چهار سال پس ازآن توانست انقلاب تابستانی را در روستایی به نام بوشکانز در جنوب کاث و غرب آمودریا رصد کند. بعد از آن مامون بن محمود، فرمان روای گرگانج، به کاث تاخت و ابو عبد الله محمد بن احمد، آخرین خوارزمشاهیان از آل عراق و پشتیبان بیرونی را از بین برد. با فروپاشی دستگاه آل عراق در خوارزم، بیرونی مدتی را پنهان شد و به جایی دیگر رفت و در زمان فرمانروایی علی بن مامون، به سال ۳۸۷ قمری به کاث بازگشت. او همان سال توانست خورشیدگرفتگی را رصد کند. قبلا با ابوالوفای بوزجانی قرار گذاشته بود که او نیز خورشید گرفتگی را در بغداد رصد کند. از روی اختلاف زمانی که از این راه به دست آمد، توانست اختلاف طول جغرافیایی آن دوشهررا به دست آورد. بیرونی در سال های پایانی سدۀ چهارم هجری به گرگان رفت و درآنجا کتاب آثارالباقیه را به نام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر نوشت بیرونی بار دیگر به خوارزم بازگشت و مدتی را در دربار ابوالعباس مأمون بن مامون زیست او با پشتیبانی آن خوارزم شاه توانست رصدهای مهمی انجام دهد و حلقۀ بزرگی ساخت که روی صفحۀ نصف النهار سوار می شد و در کار رصد بسیار سودمند بود.

ابتکارات و نوآوریهای ابوریحان بیرونی

آن چه از کتاب ها و نوشته های ابوریحان و نقل تاریخ نویسان برمی آید، گویای این است که او جزء سرآمدهای روزگار خود و از شخصیت های چند بُعدی در علم بوده است. این موضوع را از تعداد زیاد کتاب ها و عمق نوشته هایش می توان فهمید. او مباحث متعددی را مطرح و نظریات جدیدی را ابداع کرد که کسی قبل از او آن ها را بیان نکرده بود. او در علوم متعدّد، نظریه های جدیدی را پایه گذاری کرد که چند نمونه از آن ها را ذکر می کنیم:

نجوم: نظریه حرکت وضعی زمین، تعیین سمت قبله در شهرهای گوناگون؛

جغرافیا: محاسبات طول و عرض جغرافیایی شهرها، ترسیم نقشه؛

اظهار نظر در مورد زمان پیدایش عالَم، چگونگی پدید آمدن لایه سطحی زمین و تبدیل دریاها به خشکی.

شیمی و کانی شناسی: تعیین وزن مخصوص عناصر در شیمی، به خصوص تعیین وزن مخصوص هیجده سنگ و فلز گران بها برای اوّلین بار.

پزشکی و داروشناسی: ترجمه اصطلاحات دارویی و نام گذاری داروها به زبان عربی و فارسی برای اولین بار از زبان یونانی. (گلبرگ – بهمن ۱۳۸۲، شماره ۴۷)

آثار ابوریحان بیرونی

نگاهی به فهرست آثار ابوریحان، گویای آن است که وی یکی از پرکارترین نویسندگان دوره اسلامی بوده است. مجموع آثار او، در حوزه­های گوناگون علوم، از جمله ریاضی، ستاره شناسی، جغرافیا، کانی شناسی به ۱۸۰ عنوان می­رسد، اما بیشتر این تألیفات در موضوعات ریاضی و ستاره شناسی است. در اینجا به نام تعدادی از آثار او اشاره می­شود:

۱- الآثار الباقیه عن القرون الخالیه‎؛ ۲- استخراج الاوتار فی الدائرة بخواص الخط المنحنی الواقع فیها؛ ۳- استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاسطر لاب؛ ۴- افراد المقال فی امر الضلال؛ ۵- تسطیح الصور و تبطیح الکوور؛ ۶- التفهیم لاوائل صناعة التنجیم؛ ۷- تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکن؛ ۸- الدرر فی سطح الاکر؛ ۹- الصیدنة فی الطب؛ ۱۰- القانون السمعودی و. . . .

برگی از زلال اندیشه ها

ابوریحان دقایق آخر عمر خود را می گذراند. در این حال، یکی از دوستانش که حتما از اندیشمندان هم بوده است به عیادت وی آمد. در این حال، ابوریحان مساله علمی ای که چند روز پیش مورد بحث آن ها بود مطرح کرد و جواب خواست. دوست ابوریحان گفت: ای جان برادر! در این اوضاع و احوال چه جای این بحث هاست. ابوریحان پاسخ داد پاسخ این مساله را بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانسته از دنیا کوچ کنم؟

بالاخره، جواب را شنید و فرصت عیادت به سرآمد. آورده اند که هنوز دوست ابوریحان از خانه او دور نشده بود صدای زاری و شیون از خانه ابوریحان شنیده شد. (دیدار آشنا، شماره ۱۷)

از نگاه دیگران

ابوریحان بیرونی در کتاب «آثار الباقیه» خود نوشته که وقتی در غزنین بوده، هنگامی که شیعیان به نزد او می رفته اند انگشتر سفید در دست می کرده و زمانی که اهل سنت به نزد او می رفتند، انگشتر سیاه. قرائن قوی از کتاب های ابوریحان وجود دارد که وی وقتی در غزنین بوده تقیه می کرده و هنگام حضور در خوارزم، تشیع خود را اظهار می کرده است. وقتی فردی همانند ابوریحان در دربار محمود و مسعود غزنوی حضور داشته و طوری رفتار می کرده که هم شیعه فکر کند که او شیعه است و هم اهل سنت او را از خود بدانند، نتیجه ای جز این ندارد که او تقیه می کرده است. وگرنه در آن زمان و مکان که شیعه تحت فشار بود اگر ابوریحان سنی بود، دلیلی نداشت که دو پهلو رفتار کند و افکار و رفتار شیعی از خود بروز دهد. اگر ابوریحان سنی بود و در دوران حکومت صفویه زندگی می کرد و این رفتارهای دو پهلو را از خود نشان می داد، می توان گفت که او حتماً سنی بوده و تقیه می کرده و در مقابل شیعیان رفتار شیعی از خود بروز می داده و مثلاً انگشتر شیعی به دست می کند، ولی این گونه رفتار و تظاهر به تشیع، در دوران حکومت سنی محمود غزنوی چه دلیل و برداشت منطقی، جز شیعه بودن او دارد؟(دکتر علی اکبر ولایتی اخبار شیعیان، دیماه سال ۱۳۸۹، شماره ۶۲)

منبع: حوزه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *